أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

436

قانون ( فارسى )

گرفتارى زياد نتواند به پختن خلطها بپردازد . در اين زمينه همواره بايد اهميت نيرو را در نظر داشت و تشخيص داد كه آيا نيرو بسيار ناتوان شده است و آيا بيمارى بسيار شديد است ؟ كاهش مقدار غذا دو نوع است : كاهش از حيث كمى و كاهش از لحاظ كيفى . و تو مىتوانى كيفيت و كميت را گرد هم آورى و حالت سومى را بوجود آورى . فرق بين تصرف در كيفيت و تصرف در كميت غذا چيست ؟ - ممكن است غذائى از لحاظ حجم زياد و از لحاظ تغذيه كم باشد مانند سبزيجات و ميوه . كسى كه سبزى و ميوهء زياد مىخورد ، حجم غذايش زياد است ولى مقدار تغذيه بخشى آن اندك . ممكن است غذائى كم‌حجم و بسيار مغذى باشد مانند تخم‌مرغ و بيضه خروس . گاهى نياز مىافتد كه كيفيت را كاهش و كميت را افزايش دهيم . مثلا اگر ميل به غذا در بيمار زياد باشد و خلطهاى هنوز ناپخته در رگ‌هاى وى ماندگار باشند ، براى آرامش اشتهايش معده را از غذا پر مىكنيم و درعين‌حال نمىگذاريم مواد زياد بدرون رگها راه يابند تا فرصت براى پخته شدن مواد ماندگار در رگ وجود داشته باشد . اين كار ممكن است براى هدف‌هاى ديگرى نيز مفيد واقع شود . گاهى بايد كيفيت غذا تقويت شود و كميت آن كاهش يابد ، مثلا در موردى كه نيروى هضم در معده چنان ناتوان شده است كه ياراى هضم غذاى زياد ندارد و ما مىخواهيم اين نيرو را تقويت كنيم تا بتواند وظيفه خود را ادا نمايد . كاهش غذا و يا ممنوع كردن خوراك را غالبا وقتى توصيه مىكنيم كه به معالجهء بيمارىهاى سخت مشغول هستيم . در بيمارىهاى مزمن غذا را كاهش مىدهيم ولى نه به آن اندازه كه در بيمارىهاى سخت اعمال مىكنيم ، زيرا در حالت بيمارىهاى مزمن نياز به ماندگارى نيرو بيشتر است و چون مىدانيم كه بحران ديررس و غايت آن دور است اگر نيرو را نگهدارى نكنيم به مرحلهء بحران نمىرسد و پختنىهاى سرسخت و ديرپز ، پخته نمىشوند . بحران در بيمارىهاى سخت زودرس است و اميدواريم كه نيرو تا آخر پايدارى كندو از ميدان در نرود . اگر بيم از بين رفتن آن قبل از بپايان رساندن كار در بين بود غذا را زياد كاهش نمىدهيم . هر قدر بيمارى سخت به منشاء و عارضه نزديك‌تر باشد ، غذا را قوىتر و نيروبخشتر مىگردانيم . هر قدر بيمارى سخت رو به افزايش نهد و پيش برود و عوارض فزونى يابند ، از خوراك مغذى مىكاهيم . همانطور كه انگيزهء آن را قبلا ذكر كرديم ، نيرو را در وقت كار و كوشش سبكبار مىسازيم . در اواخر بيمارى رژيم غذائى را بسيار لطيف مىسازيم و هر قدر بيمارى سخت‌تر و بحران نزديك‌تر باشد در لطافت دادن تغذيه كوشاتر مىشويم ، مگر اينكه عواملى ما را از اين كار بازدارند و ما اين عوامل را در كتاب‌هاى جزئى ذكر خواهيم كرد .